جعفر شهرى باف
349
طهران قديم ( فارسى )
كبوتربازى شاه در آن به عمل مىآمده و با زنان شرطبندى غير متعارف مىكرده است مبدل به برج مراقبت و مخابرات و پرورش كبوترهاى نامهبر گرديده ، با چندين فوج سرباز در هنگهايى به نامهاى هنگ آهن و هنگ پهلوى و هنگ نادرى و گردان مخابرات و غيره به صورت لشكر اول درآمده ، كريم آقا خان بوذرجمهرى فرمانده آن و سربازان ( اجبارى ) « 73 » در آن مشغول مشق نظام ميباشند . اما چنان مىنمايد كه روح تعدى و تجاوز و فشارى كه زمين اين باغ را فراهم آورده ديوارهاى آن را بالا برده بوده است همچنان در آن باقى مانده در ساكنان و متصرفان بعدى او حلول كرده است ، چرا كه عملى از ايشان چه به كسوت فرمانده و سرتيپ و سرهنگ و ياور « 74 » و سلطان « 75 » و چه به هيئت نايب « 76 » و معين نايب « 77 » و وكيل باشى « 78 » و وكيل راست « 79 » و وكيل چپ « 80 » تا سرجوقه « 81 » درآمده بودند ، بظهور نمىرسيد كه اثرى از حقد و كينه و شيطنت و ظلم و زور و اجحاف و تعدى نداشته باشد ، و چهرهاى از ايشان به سربازان كه براى خدمت به آب و خاك به مفت و بيگار آمدهاند نشان داده نمىشود كه توأم با عقده و دشمنى و عناد و خصومت و پدركشتگى نبوده باشد : از ورود سرباز وظيفه به سربازخانه است كه كفش و كلاه و لباس او به اسم سوزاندن غارت شده ، از مالكيت او خارج گشته به فروش مىرسد تا جيره و مواجب و نان و گوشت و رخت و لباس و پوتين و مچپيچ و قند و چاى و ديگر مقرريهاى او كه تا حد امكان از هر يك دزديده شده دچار سرنوشت آنها مىشوند « 82 » تا آنجا كه بايد قسمتى از اوقات شاه مصروف مواظبت اين امور
--> ( 73 ) . وظيفه ، خدمت وظيفه را خدمت اجبارى ميگفتند . ( 74 ) . سرگرد . ( 75 ) . سروان . ( 76 ) . ستوان . ( 77 ) . استوار . ( 78 ) . گروهبان يك ( سرگروهبان ) . ( 79 ) . گروهبان دو . ( 80 ) . گروهبان سه . ( 81 ) . سرجوخه . ( 82 ) . رضا شاه كه از تمام جزئيات امور سربازخانه واقف بود و فرماندهان آن را به خوبى مىشناخت ، در هر روز و شب ، بىخبر به سربازخانه مىرفت و تفحص حال سربازان و خورد و خوراك و رخت و لباس آنان مىكرد ، اما كجا اين امور مىتوانست در خلافكارى فرماندهان اثرى داشته باشد ! كه در موقع ورود شاه و تا يكى دو روز بعد همه چيز مرتب مىشد و تمشيت مىگرفت و بعد از آن دو مرتبه به صورت اول درمىآمد . روزى يكى از سربازان داوطلب امنيه ، از حيث خورد و خوراك